
نام کتاب: تماماًمخصوص
نویسنده: عباس معروفی
ناشر: نشر گردون
رده: از بهترینهای داستان فارسی
.
🟢 تماماً مخصوص آخرین کتاب عباس معروفی است و داستان روشنفکر و روزنامه نگاری به نام عباس ایرانی است که در میانهی آشفتگیهای سیاسی سالهای دههی شصت پس از اینکه نامزد و تعدادی از دوستانش به جوخهی اعدام سپرده شدند، از کشور فرار میکند و در آلمان پناهنده میشود. شالوده این اثر درخشان، مهاجرت و تبعید، مسائل و مصائب نسل جوان سالهای اولیه پس از انقلاب اسلامی ایران است که رفتهرفته به میانسالی خود در آغاز قرن پرآشوب بیستویکم نزدیک میشوند و آرمانهای گذشته را تباه شده و چشم انداز آینده را تیره و تار میبینند.
.
🔴 ویژگیهای شخصیتی عباس ایرانی و زندگینامهاش و حتی نامش تا اندازهی زیادی به زندگی نویسندهی کتاب، عباس معروفی، نزدیک است. ویژگیهایی مانند نویسنده بودن، مهاجرت به آلمان و حتی کار کردن به عنوان مدیر هتل و… تا نیمهی داستان خواننده را دچار این تردید میکند که شاید در حال خواندن زندگی نامهی عباس معروفی است.
عباس معروفی دریکی از مصاحبه هایش درباره این کتاب گفته است: «دارم یک رمان مینویسم؛ رمانی که دوستش دارم، به نام تماما مخصوص. رمانی که فکر میکنم با دیگر کارهایم یک تفاوت عجیب دارد. انگار شخصیت خودم در آن بیشتر وجود دارد. در واقع کودکی خودم در آن بالا آمده است، منتها با یک خانواده دیگر. چندین اندیشه دارد که یکیاش تنهایی است. در واقع بیشتر تنهایی انسان را در آن کار کردهام به اشکال مختلف؛ مثل اینکه آدم در تبعید و در تنهایی خود برای خودش جشن تولد بگیرد.»
.
🟣 نظر شخصی:«برخی از ما مانند عباس ایرانی بارها و بارها میمیریم. یک بار موقع از دست دادن عشقی رویایی مثل پری، یک بار لحظهی دیدار صمیمیترین دوستت عبداللهمیرزا به شکلی که نیمی از بدنش نیست، یک بار موقع جلای وطن و دیدار آخرین غروب خورشید کشورت، یک بار در قطب شمال و لحظهای که میدانی هر آن یا در درهای مخوف و هولناک سقوط میکنی یا طعمهی گرگهای گرسنه خواهی شد و یک بار دیگر و برای آخرین بار موقع شنیدن خبر مرگ آخرین امید زندگیات، یانوشکا.»
.
🟡 از متن کتاب:«سرما در استخوانهام خانه کرده بود و بیرون نمیرفت. سرمای کهنهی سالهای تنهایی در انتظار هیچ، نم کشیده بود. اهمیتی نداشت که دلم بلرزد، شعلهور شوم و دیگر یخ نکنم. اهمیتی هم نداشت که به هرکس نگاه کنم توی دلم بگویم همین است، اما زود دریابم که او هم به جمعیت خیابان پیوسته است.»
.
✍️👩🏻💻 نویسنده: نرگس لالانی
