
نام کتاب: سمفونی مردگان
نویسنده: عباس معروفی
ناشر: ققنوس
رده: از شاهکارهای داستان فارسی
.
🔵سمفونی مردگان کتابی است تراژدی و غمانگیز. با خواندن تنها چند صفحه از رمان، آنچه که جلب توجه میکند، سبک روایی آن است که اصطلاحا «جریان سیال ذهن» نام دارد. این سبک روایی، داستان را از زاویهی دید شخصیتهای مختلف داستان به گونهای روایت میکند که گویا خواننده سوار بر امواج ذهنی پرتلاطم همهی آنهاست و هر لحظه جهشهای مکانی و زمانی فکر آنها را دنبال میکند. نوع روایت عباس معروفی در سمفونی مردگان منحصر به فرد است. راوی داستان چندین بار عوض میشود و هر بار داستان از دید یک شخص متفاوت بیان میشود. در هنگام خواندن متن کتاب سمفونی مردگان شاهد بازگشت به گذشته در زمان حال هستیم، شاهد عوض شدن مکان هستیم و پیوسته زمان و مکان تغییر میکند.
.
🟣 داستان سمفونی مردگان، زندگی خانواده اورخانی است. پدرخانواده، يك تاجر موفق و سرشناس در كاروانسرای آجيل فروشهاست كه با همسر و چهار فرزندش در اردبيل زندگی میكند. يوسف، پسر بزرگ خانواده است كه معلولیت ذهنی و جسمی دارد. پس از او دوقلوها آيدا و آيدين هستند و در آخر اورهان كه سوگولی پدر است. اما شخصیت اصلی داستان سمفونی مردگان آیدین است. یک پسر روشنفکر، شاعر و بسیار فعال که در این خانواده به شدت سنتی و پدرسالار زندگی می کند. پدر آیدین از شعر گفتن و کتاب خواندن او هراس دارد و او را از همه این کارها و شعر گفتن ها منع می کند و حتی کار را به جایی میرساند که کتاب ها و حتی اتاقش را میسوزاند و عقیده دارد اینها فتنه و اسباب شیطان هستند. در نهایت فشار روانی روی آیدین زیاد می شود و اوضاع روحی و روانی او را دگرگون میکند.
.
🔴تصویرسازی و شخصیتپردازی قدرتمندانهی نویسنده از آیدا و مادرش و شرح حال او، به خوبی محرومیتهای زنان را در جامعه مردسالار آن دوران نشان میدهد که به دلیل عریان بودن حقیقت دردناک آن، تاملپذیر و تاثیرگذار است. داستان برادرکشی نیز از همین جا رقم میخورد. برادرکشی که از نخستین گناهان بشریت است، از موضوعات پررنگ رمان و از دیگر پیامدهای سنتگرایی مطلق است که خانواده را بیش از گذشته به نابودی میکشاند. اورهان در راه رسیدن به قدرت بیشتر هم یوسف، برادر معلول و ناتوان خود را میکشد و هم آیدین، برادر روشنفکر خود را با خوراندن مغز چلچله به جنون میکشاند. جنونی که مدتی بعد مادر را در غم آیدین، از پا درمیآورد.
.
🟡 از متن کتاب: پدر پرسید: «دنبال چه میگردی؟» گفت: «دنبال خودم.» از آدمی که دنبال خودش میگردد و دیوانگی را پیدا میکند، بیش از این هم انتظار نمیرفت.
.
✍️👩🏻💻 نویسنده: نرگس لالانی
