
نام کتاب: بامداد خمار
نویسنده: فتانه حاج سید جوادی
نشر: البرز
رده: از خوبهای داستان فارسی
🔵 کتاب رمان «بامداد خمار» در سال ۱۳۷۴ منتشر شد و در این چند سال بیش از ۳۰۰ هزار نسخه فروش داشت. از اینرو بامداد خمار را باید یک رمان فارسی تاثیرگذار و پرفروش نامید که سبب شد بسیاری از مردم به خواندن رمان فارسی روی بیاورند. متاسفانه، بامداد خمار از سوی منتقدان ادبی در قفسهی کتابهای «عامهپسند» و «زرد» قرار دارد و این دست از منتقدین کتاب را شایستهی توجه و نقد ادبی جدی نمیدانند.
.
🔴 داستان دربارهی محبوبه از خانوادهای مرفه و اصیل است که در پانزدهسالگی عاشق رحیم، کارگر نجاری میشود. محبوبه برخلاف مخالفت پدر و مادرش با رحیم ازدواج میکند و به سیاهترین شکل ممکن شکست میخورد. این کتاب محبوب و ماندگار به چند زبان مختلف دنیا ترجمه شده است. ترجمه آلمانی بامداد خمار توسط سوزان باغستانی در آلمان با میانگین ۱۰ هزار نسخه بارها به چاپ رسیدهاست.
🟢 نظرشخصی: «نویسنده در نگارش این کتاب، پیرنگ و سایر اصول داستاننویسی را رعایت کرده است و با مهارت خود توانسته پیوستگی اصلی داستان را حفظ کند. بنابراین بیانصافی است سادهبودن قلم نویسنده را دلیلی بر زرد و عامی بودن کتاب بدانیم.
اقبال حداکثری مردم به کتاب بامدادخمار، به دلیل داستان گیرا و جذاب آن است، نه عامی بودن آن. داستانی پُرکِشش که خوانندگانش را بهگونهای مجذوب خود میکند تا کتاب را در کمتر از سه روز بخوانند و به سرگذشت عجیب محبوبه فکر کنند و از آن عبرت بگیرند. بهنظر شخصی من، مخالفتهایی که با این کتاب میشود، از روی حسادت است.
همچنین گمان میکنم یکیدیگر از دلایل اقبال این کتاب، شخصیت «محبوبه» باشد که نمادی از یک دختر اصیل ایرانی است با کهنالگوی شخصیتی پرسفون. اسطورههای عشق ایرانی ما را به این باور رساندهاند که فردی اصیل بهخاطر عشق (عشق به همسر، خانواده، شغل و…) باید با بیاحترامی، تحقیر و ظلم سازش کند و فداکار و باگذشت باشد. محبوبه مانند هر فرد دیگری بالاخره جای از زندگیاش به این واقعیت رسید که عشقی که بازخورد قدرشناسانه نگیرد و زمینهی سواستفاده دیگری را فراهم کند، عشقی یک طرفه است و شایسته جدایی. عشق به خود (عزتنفس و حرمتنفس)بر هر عشق دیگری برتری دارد. مطمئنم هر زن اصیل ایرانی درحین خواندن رمان به گونهای با محبوبه و زندگیاش همذاتپنداری میکند.»
.
✍️👩🏻💻 نویسنده: نرگس لالانی
