
نام کتاب: چشمهایش
نویسنده: بزرگ علوی
ناشر: نگاه
رده: از بهترینهای داستان فارسی
.
🔴 چشمهایش رمانی از «بزرگ علوی» است که نخستین بار در سال ۱۳۳۱ منتشر شد. این داستان دربارهی نقاشی سرشناس به نام «استاد ماکان» است که قبل از مرگ بهخاطر مبارزات سیاسیاش در تبعید به سر میبرد. از آثارِ بهجامانده از استاد ماکان، پردهای است با نام «چشمهایش»؛ این پرده تصویری زیباست و چشمهای افسونگر زنی را نمایان میسازد که گویا رازی از زندگی شخصی استاد را پنهان میکند.
.
🔵 راوی داستان که ناظم مدرسه و مدیر نمایشگاه نقاشی است، کنجکاو است که رازِ چشمان پرده «چشمهایش» استاد ماکان را دریابد. پس از چند سال، ناظم زنِ مدل تابلو را پیدا میکند و میفهمد که او زنی ثروتمند است و فرنگیس نام دارد. ناظم در خانهی اعیانی فرنگیس، با او به گفتگو مینشیند.فرنگیس میگوید که خاستگاهش اشرافی است و بخاطر زیباییاش، توجه مردان بسیاری را به خود جلب کرده است و مردان و عشق آنان بازیچهاش بودهاند. تنها در برخورد با استاد، او را کسی مییابد که برخلاف سایر مردان هیچ توجهی به زیبایی و جذابیت او ندارد. فرنگیس برای جلبتوجه استاد، در تهران و اروپا با نشستهای سیاسی زیرزمینی که زیرنظر استاد است همکاری میکند تا سرانجام به وی نزدیک میشود، اما استاد نه فداکاری او را جدی میگیرد و نه پی به احساسات و عواطفش میبرد. حتی در برابر او و بهویژه از چشمهایش، هراسی گنگ ابراز میکند.در پایان، استاد گرفتار پلیس میشود و فرنگیس بهخاطر علاقهاش به استاد و با این شرط که استاد از مرگ نجات یابد، پیشنهاد ازدواج با رئیس شهربانی را میپذیرد که یکی از خواستاران قدیمی اوست.استاد به تبعید میرود و البته هیچگاه از فداکاری فرنگیس آگاه نمیشود و حتی نفرت دارد. او همهی احساسها و تلقیهای خود از فرنگیس را در پردهای به نام «چشمهایش» به یادگار میگذارد. در این چشمها روح زنی مرموز، دمدمیمزاج و هوسباز و خطرناک نمایان میشود؛ چشمهایی که به فرنگیس میفهماند که استاد هیچگاه به ژرفای روح او پی نبرده است.
.
🟣 برپایهی آمار ۱۳۹۳ از مؤسسه خانه کتاب، پرخواندهترین اثر بزرگ علوی رمان چشمهایش است. آن را از معدود آثار داستانی فارسی میدانند که «در مرکز آن، زنی با همهی احساسات و اندیشههایش جای دارد.» و داستان با محوریت زن خلق شدهاست.
.
🟢 از متن کتاب: «چرا دیر شده؟ مگر چند سال از عمرت گذشته؟ چرا انقدر شتاب میکنی؟ بعضی یک عمر زجر میکشند و میوهی عمر خود را در پیری میچینند. تو هنوز پنج سال هم نیست که داری نقاشی میکنی و هنوز هیچ چیز نشده میخواهی شاهکاری بسازی.»
.
✍️👩🏻💻 نویسنده: نرگس لالانی
