در میان برنامههای درسی، مطالعات اجتماعی حوزهای اصلی است که مفاهیم خود را از ائتلاف رشتههای جغرافیا، تاریخ و علوم اجتماعی میگیرد. این درس در سال 1916 در آمریکا با هدف آماده کردن نوجوانان برای شهروند موثر و سودمند تألیف شد و در سال 1921 مشروعیت قانونی یافت.
دایرهالمعارف بینالمللی آموزش و پرورش، مطالعات اجتماعی را این گونه تعریف کرده است: «مطالعات اجتماعی حوزهای از برنامهی درسی است که هدف آن آشنا کردن دانشآموزان با محیط اطرافشان و نیز توسعهی ارتباطات انسانی است؛ بهگونهای که دانشآموزان را شهروندان خوبی تربیت کنند. محتوای این درس از تاریخ، جغرافیا و دیگر علوم اجتماعی استخراج میشود.» در واقع، مطالعات اجتماعی بحث دربارهی انسان درجایگاه موجودی متفکر، عاطفی، معنوی و اجتماعی است که با محیط خود و با دیگران در سطحهای محلی، ملی و جهانی ارتباط برقرار میکند. افزون برآن، مطالعات اجتماعی روند همهی اینها را در سه زمان گذشته، حال و آینده بررسی میکند و در روند زمان استوار است.
در ایران، در سال 1375، این تعریف برای درس مطالعات اجتماعی ارائه شد: « حوزهای که دربارهی انسان و تعامل او با محیطهای اجتماعی، فرهنگی، طبیعی و تحولات زندگی بشر در گذشته، حال و آینده و جنبههای گوناگون آن (سیاسی و اقتصادی، فرهنگی و محیطی) بحث میکند.»
ضرورت و اهمیت درس مطالعات اجتماعی
پویایی هر جامعه به حضور شهروندانی متعهد برای مشارکت و تعامل در امور زندگی اجتماعی با آگاهی بالا بستگی دارد و این درس کاملا براین مبنا استوار است و بستر مناسبی را برای پرورش مهارتهای زندگی اجتماعی فراهم میآورد. دراین درس، دانشآموزان با حقوق و مسئولیتهای شهروندی خویش در جامعهی خود آشنا میشوند و با درک و فهم مسائل و موضوعات جامعهی محلی، محیط پیرامون و کشور خود، چگونگی زندگی در جامعه را بیاموزند و به مهارتهای لازم برای زندگی اجتماعی مجهز شوند. درس مطالعات اجتماعی این قابلیت را دارد که تصمیمگیری فردی و مشارکت اجتماعی و باهم زیستن را در دانشآموزان تقویت کند. همچنین این درس با بهرهگیری از رشتهها و شاخههای علمی همچون جغرافیا، تاریخ، فرهنگ و مردمشناسی، مبانی معنوی و اخلاقی میتواند درامر هویتبخشی به دانشآموزان نقش مهمی را ایفا کند. یکی از ضرورتهای اساسی وجود این برنامهی درسی، لزوم ایجاد عشق و علاقه به سرزمین و حفظ کشور، شناخت منابع و استعدادهای آن و همچنین حفظ و انتقال میراث فرهنگی کشور است. دانشآموزان میتوانند با گذشتهی سرزمین خود، آثار و شخصیتهای بزرگ و افتخارآفرینان؛ توانهای محیطی و جغرافیایی و استعدادهای قومی خود آشنا شوند و بدین ترتیب، هویت خود را بهتر درک کنند؛ بدیهی است این هویتیابی سبب اعتمادبهنفس و خودباوری آنان میشود و زمینهی تفکر انتقادی و توانایی نقادی اجتماعی را نیز فراهم میآورد؛ بهتدریج دانشآموزان را برای داشتن یک موضع فعال، حساس، پویا و منطقی، فراهم میآورد تا بتوانند با مسائل جامعه رویارویی مناسبی داشته باشند. درنهایت، برنامهی درسی مطالعات اجتماعی باتوجه به ماهیت تربیتی و فرهنگی خود، این قابلیت را دارد که به تقویت و درونیسازی ارزشهای اخلاقی کمک کند و موجبات گسترش بهداشت روانی وجلوگیری از آسیبها و کجرویهای اجتماعی را فراهم آورد. اگر ارزشها درونی نشوند و دانشآموزان آنها را ظاهری و صوری بپذیرند و نسبت به آنها اظهار وفاداری کنند، مسلما در شرایط آزادی و اختیار، بیاعتقادی خود را نسبت به این ارزشها نمایانگر میسازند.
ویژگیهای کلاس درس مطالعات اجتماعی
بدیهی است که بهترین فضای آموزشی برای درس مطالعات اجتماعی، محیطهای واقعی زندگی دانشآموزان است. دانشآموزان در انواع اجتماعات محلی پیرامون خود خواهند توانست به تجربیات دست اول دست یابند و عینی و ملموس با واقعیات و پدیدههای محیطی و اجتماعی روبهرو شوند؛ به همین منظور، بازدید از محیطهای اطراف مدرسه و برگزاری جلسههایی از این درس در فضای خارج از مدرسه کاملا ضروری است. مکانهای اوقات فراغت در محل زندگی دانشآموزان همچون پارکها، فرهنگسراها، موزهها، مساجد یا سایر امکان مذهبی مانند کلیسا و …، نهادها و مراکز خدماتی همچون آتشنشانی و دفاترپست، مراکز تولیدی و خدماتی چون کارگاههای تولید پوشاک و غذا و فروشگاهها، ایستگاههای مسافربری و پایانههای حمل ونقل عمومی، واقعیترین فضاها برای آموزش مفاهیم و موضوعات درسی مطالعات اجتماعی هستند.
درکلاسهای رسمی مدرسه نیز، از آنجا که درس مطالعات اجتماعی بر تعامل گروهی تاکید دارد، از نظرفضای کالبدی، نحوهی آرایش و چیدن میز و نیمکتهای کلاس باید بهگونهای باشد که امکان کارگروهی دانشآموزان را فراهم آورد. دیوارها و فضای کلاس این درس باید جذابیت لازم را برای دانشآموزان ایجادکند. دراین زمینه، تابلوهای مخصوص برای نصب آثار و کارها و فعالیتهای دانشآموزان و به نمایش گذاشتن نتایج و گزارشهای کارگروهی، قفسهها و ویترینهای مناسب برای نگهداری نقشهها، آلبومها، اطلسها و مدلها، نرمافزارها، فیلم و اسلاید، عکسها، کرهی جغرافیایی یا ماکتها و مدلهایی که دانشآموزان آنها را ساختهاند، به جذابیت و کیفیت فضای آموزشی کمک میکند.
معلم مطالعات اجتماعی باید با توجه به تنوع و مضمون درسها و با توجه به استفادهی بهینه و موثر از امکاناتی که در اختیار دارد، فضای مطلوب و موثری را برای تدریس هر موضوع درسی، پیشبینی کند و تدارک ببیند. بنابراین، فضای کلاس درس مطالعات اجتماعی نیز مانند سایر دروس باید برانگیزاننده باشد و مجموعهی عوامل بتوانند دانشآموز را به کاوشگری و تفکر ترغیب کنند.
تلفیق نظریهی هوشهای چندگانهی گاردنر با درس مطالعات اجتماعی
در نظریهی هوارد گاردنر (MI) حوزههای استعدادهای انسان فراتر از مرزهای IQ است و تواناییهای بشر یا انواع هوش در هشت مقوله جای میگیرند که عبارت هستند از:
- هوش بیانی – زبانی
- هوش موسیقیایی
- هوش منطقی – ریاضی
- هوش بصری – فضایی
- هوش حرکتی – جسمانی
- هوش درونفردی
- هوش میان فردی (بین فردی)
- هوش طبیعتگرا
برنامهی درسی مطالعات اجتماعی به دلیل ماهیت بین رشتهای آن، برای پرورش هوشهای چندگانه قابلیت خوبی دارد و میتوان از طریق آن، کودکان را در طیف گستردهای از فعالیتهای یادگیری درگیر کرد. مقولههای هوش طبیعتگرا و هوش فضایی-مکانی با درس جغرافیا ارتباط و همپوشی نزدیکی دارد. مقولهی هوش میانفردی با دروس علوم اجتماعی و آموزشهای شهروندی رابطهی خوبی برقرار میکند. تامس آرمسترانگ در کتاب هوشهای چندگانه در کلاسهای درس میگوید: «آموزشهای مبتنی بر رشتههای علمی مجزا، اگرچه اطلاعات سودمندی برای دانشآموزان فراهم میکنند، اما این آموزشها بیشتر از ارتباط دادن دانشآموزان با دنیای واقعی آنها خودداری میکنند؛ دنیایی که در سالهای آتی عضوی از آن محسوب میشوند! در برابر، آموزشهای مضمونی مبتنی بر قالب تمها، موضوعات و مهارتهایی را که طبیعی در زندگی وجود دارد به یکدیگر پیوند میدهند و فرصتهایی را فراهم میسازند تا دانشآموزان هوشهای چندگانهی خود را به روشهایی کاملا عملی به کار بگیرند.» در این زمینه، معلم مطالعات اجتماعی میتواند از بستر هر یک از مقولههای هوشی برای پیشبرد اهداف آموزشی خود استفاده کند. در اینجا نمونههایی از فعالیتها و تمرینهایی که میتوان از طریق طراحی آنها در درس مطالعات اجتماعی به پرورش هوشهای چندگانه کمک کرد یا از آنها بهره جست، معرفی میکنم:
هوش بیانی – زبانی
- با مطالعهی بخشی از یک سفرنامه یا شرححال یک شخصیت تاریخی، اوضاع اجتماعی و زندگی مردم را در آن دورهی زمانی حدس بزنند و استنباط کنند.
- متنی کوتاه دربارهی یک موضوع اجتماعی یا محیطی بنویسند؛ مثلا زندگی کودکان معلول یا مصرف بیرویهی آب.
- خاطرهای از مشارکت در یک فعالیت اجتماعی یا سفر به یک منطقه را در حضور جمع در کلاس تعریف کنند.
- با استفاده از روشهای بارش مغزی، دربارهی مشکلات زندگی در یک شهر بزرگ، هرچه به ذهنشان میآید بیان کنند و واژگان را روی تخته بنویسند.
- دریک جدول متقاطع، واژگان مربوط به یک فرایند اقتصادی یا محیطی را در جای مناسب قرار بدهند.
هوش موسیقیایی
- سرودها و ترانههای محلی اقوام مختلف ایران را جمعآوری یا سرود منطقهی خود را شناسایی کنند.
- ترانههایی برای موضوعات اجتماعی، قومی و ملی بسازند و اجرا کنند.
هوش منطقی – ریاضی
- با استفاده از دادهها، نمودار آب و هوایی یک منطقه را تکمیل یا ترسیم کنند.
- دربارهی تعداد دانشآموزان مهاجر از کشور یا شهرهای دیگر در مدرسهی خود پرسوجو کنند؛ تعداد را محاسبه کنند و دلیل کمی یا زیادی عدد به دست آمده را جویا شوند.
- برای مکانگزینی یک پدیده استدلال کنند؛ مثلا مکان یک فروشگاه در یک منطقه.
- با توجه به اعداد و مساحت و جمعیت، تراکم جمعیت را در یک منطقه محاسبه کنند.
- هزینهی آب و برق مصرفی خانهی خود را طی چند ماه مقایسه و میزان افزایش یا کاهش آنها را بیان کنند.
هوش بصری – فضایی
- مدلی از ناهمواریهای ایران را با گچ، مقوا و سایر مواد بسازند.
- مقررات عبور و مرور در کوچه وخیابان را در کلاس یا روی سن مدرسه نمایش دهند.
- در یک راهپیمایی از مدرسه تا یک مکان معین در شهر یا در طی یک گردش علمی، مشاهدات خود را طبق برنامهای از پیش تعیین شده، یادداشت و گزارش کنند.
- هوش حرکتی – جسمانی
- جهتهای اصلی و فرعی را در حیاط مدرسه نشان بدهند.
- روی یک نقشه، موقعیت مکانی پدیدهها را نسبت به هم معین کنند.
- روی عکسها، زندگی دریک ناحیهی روستا یا عشایری را با زندگی در شهر مقایسه کنند.
- از یک پارک دیدن کنند و عناصر طبیعی و مصنوعی و وابستگی آنها با یکدیگر را مشخص کنند.
هوش درونفردی
- احساس خود را دربارهی یک موضوع اجتماعی بیان کنند و راهحلهای پیشنهادی خود را مطرح نمایند؛ مثلا کودکان کمتوان، آلودگی محیط زیست، گرسنگی و …
- برای مصاحبه با یک کشاورز یا دامدار یا سایر مشاغل، سوالاتی را طراحی کنند.
- خود را در جای یک گزارشگر تلوزیون تلقی کنند و دربارهی یک موضوع مثلا وقوع زلزله یا قطع آب در یک منطقه گزارش بدهند.
- احساس خود را دربارهی یک شخصیت یا رویداد تاریخی بیان کنند.
- خود را در حضور جمع با توجه و اشاره به علاقهمندیها و خصوصیاتشان معرفی کنند.
- رویدادهای مهم زندگی خود را شناسایی کنند و آنها را روی یک خط زمان، به ترتیب نشان بدهند.
هوش میان فردی (بین فردی)
- گروهی یکی از فضاهای مدرسه را برای یک روز اداره کنند.
- گروهی با تقسیم وظایف و تعامل مناسب با یکدیگر، نمایشگاهی دربارهی یکی از مناسبتهای تاریخی در مدرسه برپاکنند.
- گروهی دستورالعملها و مقرراتی برای بازید از یک بنای تاریخی یا مکان گردشگری یا کلاس و مدرسهی خود بنویسند.
- گروهی سوالاتی برای مصاحبه با یکی از مسئولان نهادهای محلی طراحی کنند.
هوش طبیعتگرا
- گیاهان محلی خود را بشناسند و آنان را پرورش بدهند.
- به راحتی باغبانی یا کشاورزی میکند و در استفاده از ابزارهای باغبانی و کشاورزی تواناست.
- با حیوانات به راحتی ارتباط برقرار میکند، از آنان مراقبت میکند و همچنین بهره میگیرد.
- با توجه به فرایندهای طبیعی، به راحتی، آب و هوا یا سایر پدیدههای طبیعی را پیشبینی میکند.

اهمیت و ضرورت آموزش تاریخ
تاریخ درمیان علومی که از انسان و جامعه بحث میکند، جایگاه مهمی دارد و افزون بر ثبت و حفظ واقعیتها و رویدادهای زندگی انسان در گذشته، چگونگی وقوع، تغییر و تحول و تکامل ابعاد مختلف زندگی اجتماعی از جمله فنون، حکومت، هنر، اقتصاد و معیشت و… را بررسی میکند. جامعه، زمان و مکان سه رکن اصلی درس مطالعات اجتماعی هستند. ضرورتهای آموزش تاریخ برای پرورش شهروند مناسب عبارت هستند از:
- توجه به تاریخ و آنچه بر گذشتهی جوامع رفته است، نسل حاضر را به عبرتآموزی سوق میدهد و از تکرار اشتباهات برخوردار میدارد. ظهور و سقوط تمدنها، پیروزی و شکست اقوام و ملل و فرازونشیبهای جوامع، حاکی از تجربههایی است که میتوان از آن استفادههای فراوان برد.
- با یادگیری تاریخ، انسانها به درک تحولات مختلف زندگی بشر در عرصههای گوناگون تأمین معیشت، فناوری، هنر و فرهنگ نایل میشوند. فراگیرندگان با درک صحیح و مناسب توالی روندها و فرایندها درطی زمان، به تدریج قادر میشوند که به تجسم آینده و حدس زدن دربارهی آن روندها و فرایندها بپردازند.
- با یادگیری تاریخ، دانشآموزان با موفقیتها و شکستها، فداکاریها و پیشرفتهای ملت خود در عرصههای علم و فرهنگ و هنر و تلاشهای یک ملت برای رسیدن به آرمانهای خویش آشنا میشوند. این آشنایی منجر به ارتقای سطح معرفت دانشآموزان نسبت به فرهنگ و تمدن کشور و شخصیتهای بزرگ و مفاخر و بزرگان که در آن کشور ظهور کردهاند، به بازیابی هویت ملی و احساس تعلق نسبت به سرزمین میانجامد. دانشآموزان درمییابند که بسیاری از پیشرفتها و دستاوردهای کنونی، حاصل تلاشها و فداکاریهای نسل پیشین است واین نسل نیز باید به آنها بیفزاید. همچنین حفاظت و مراقبت از دستاوردها و میراث فرهنگی، زمانی میسر میشود که افراد درک صحیحی از ارزش و اهمیت این میراث داشته باشند که درس تاریخ در آموزش این مسئولیت شهروندی نقش مهمی را ایفا میکند.
آموزش سنتی و آموزش جدید تاریخ
دریک دورهی طولانی و حتی تاکنون، تاریخ در بسیاری از کشورها از جمله کشورما، با روش سنتی تدریس میشده است. در این روش تاریخ برای دانشآموزان تعریف میشد؛ یعنی شرح رویدادها، اشخاص بزرگ و قهرمانها، جنگها و وقایع. در این روش تلاش میشود که اطلاعات تاریخی به حافظهی دانشآموزان منتقل شود و در ارزشیابیها نیز همان اطلاعات از دانشآموزان بازپس گرفته میشود. این نوع آموزش سبب میشود که موضوعات تاریخی پراکنده و انتزاعی به ذهن فراگیرندگان منتقل و در زمانی کوتاه نیز از ذهن آنها محو شوند و به دلیل آنکه با زندگی دانشآموزان پیوند نمیخورند، نه تنها موجبات اثربخشی، ایجاد نگرس تاریخی، تعلق، هویتیابی و احساس مسئولیت نسبت به میراث فرهنگی را فراهم نمیآورد، بلکه حتی ممکن است موجب ملالت، خستگی و بیعلاقگی به این درس بشود. امروزه، آموزش تاریخ در برخی کشورها تحول پیدا کرده است و روشها و رویکردهای جدیدی برای تدریس آن ابداع شده است که در آنها معلم نقش تسهیلکننده را دارد و دانشآموز محور آموزش و مبنای اصلی قرار میگیرد که خودش تاریخ را کشف میکند و میآموزد.
با توجه به ویژگیهای روانشناختی دانشآموزان و سن آنها در دورهی دبستان یا دبیرستان، آموزگاران میتوانند برای جذاب کردن آموزش تاریخ، فعالیتهای خلاق هنری-فرهنگی متنوعی را متناسب با محتوای دروس، تدارک ببینند.
- اجرای نمایشهای عروسکی
- داستانگویی و قصهخوانی
- بررسی نقشههای تاریخ جغرافیایی
- عکسها و اسلایدها
- ساخت فیلم و انیمیشن و بازی با هوش مصنوعی
- استفاده از کتابهای مرجع
- ساختن ماکت، تهیهی لوحهای گلی با خط رایج در یک دورهی خاص، ساختن مجسمهها یا اشیا از روی نمونههای واقعی تاریخی
- نقاشی رویدادهای تاریخی یا نمادهای حک شده بر روی آثار باستانی
- بازدید از موزهها و آثارتاریخی، محلهها وخانههای قدیمی
- نویسندگی خلاق؛ مثلا تصور مسافرت در زمان و رویارویی با شخصیتهای تاریخی و داستاننویسی دربارهی آن.
آموزش تاریخ محلی
بر اساس رویکرد «محیطهای توسعه یابنده» که رویکردی غالب در آموزش مطالعات اجتماعی در بیشتر کشورهاست، دانشآموزان نخست باید با ارکان و عناصر محیط پیرامون زندگی خود آشنا شوند و به تدریج از محیطهای نزدیک و ملموس به محیطهای دورتر حرکت کنند. یکی از مؤلفههای مهم در مکان ناحیهای که افراد در آنجا زندگی میکنند، تاریخ آن مکان و منطقه است.
آموزش تاریخ محلی را میتوان از ابتدا از فهم تغییر و تحولات ملموستر و عینیتر در مکان زندگی دانشآموزان آغاز کرد؛ برای مثال، دانشآموزان ممکن است به مشاهده و بررسی تغییراتی که در طی چند سال در محلهی آنها به وقوع پیوسته است، نظیر احداث یک راه یا یک مدرسه، تغییر کاربری یک خانه به فروشگاه، ایجاد یک پارک یا ایستگاه مترو بپردازند. این بررسیها بنا به فعالیتهای یادگیری طراحی شده است یا از طریق مشاهدهی مستقیم یا پرسوجو از بزرگترها و افرادی که در آن محل زندگی میکنند یا مقایسه و مشاهدهی عکسها و تصاویری از آن مکان که در اختیار گذاشته میشود، صورت میگیرد و موجب میشود که دانشآموزان دریابند که مکان زندگی آنها همیشه به صورت وضع موجود نبوده و تغییراتی در آن به وقوع پیوسته است و گذشته و تاریخی دارد.
کند و کاو در وجه نامگذاری کوچه یا خیابان، نام محله، شهر و روستا، بازدید از خانهها و مدارس قدیمی و بالاخره، آثار و ابنیهی تاریخی که در یک روستا و شهر وجود دارد، انگیزههای لازم را برای ترغیب دانشآموزان به فهم تاریخ مکان زندگی آنها ایجاد میکند. تاریخ محلی در واقع بخشهای جزئی تاریخ ملی کشورهاست؛ تاریخ محله، شهر، شهرستان و استان، همگی جزء تاریخ محلی محسوب میشوند. بدون شک برای ایجاد تعلق، هویت و پاسداری از میراث فرهنگی که از عناصر برنامهی مطالعات اجتماعی است، دانشآموزان پیش از فهم تاریخ ملی یا به موازات آن، باید با تاریخ محل زندگی خود آشنا شوند.
اصولا در برنامههای درسی متمرکز و مبتنی بر کتاب درسی واحد، امکان و گنجایش درج آموزش تاریخ و جغرافیای محلی همهی مناطق یک کشور در کتاب وجود ندارد؛ لذا معلمان میبایست به موازات و متناسب آموزش تاریخ ملی، فعالیتهای یادگیری مناسب را برای آشنایی دانشآموزان با تاریخ منطقهی خود طراحی کنند. بدیهی است پیششرط این عمل، آشنایی کافی و تسلط معلم به تاریخ و جغرافیای منطقهای است که در آن زندگی و تدریس میکند.

اهمیت و ضرورت آموزش جغرافیا
جغرافیا رشتهای است که به مطالعهی سطح زمین میپردازد؛ فضایی که مردم در آن زندگی میکنند. این رشته، تلفیقی از مطالعات مکانها، جوامع، محیطها و رابطهی میان آنهاست. جغرافیا بررسی و تحقیق فرآیندهای پویای فرهنگها، جوامع رفتارهای انسانی (جغرافیای انسانی) و چشماندازهای طبیعی و فرآیندهای محیطی (جغرافیای طبیعی) را ترویج میکند و این بررسی، فرآیندهای طبیعی و اجتماعی را در چارچوب متن فضای اصلی مکانها و نواحی قرار میدهد. اصلاح «فضا» میتواند دربرگیرندهی وجه طبیعی و وجه انسانی زمین باشد. فضای جغرافیایی را باید نظامی تلقی کرد که در آن، عناصر طبیعی با عناصر وابسته به قلمرو محیط انسانی در سطح سیارهی زمین در ارتباط قرار میگیرد. فضای جغرافیایی درعین حال سازمانیافته و به واحدها و مکانهای مختلفی چون ناحیه، منطقه، شهر، روستا و …. تقسیمبندی شده است.
- برای هر فرد ضرورت دارد که محیط زندگی خود را بشناسد و به ارتباط میان پدیدههای محیط زندگی خود پی ببرد. یادگیری جغرافیا به کنجاوی و نیاز انسان دربارهی چه چیزی، کجایی، چرایی و چگونگی پدیدهها و پراکندگی آنها، شکل و نوع آنها پاسخ میدهد. فراگیری جغرافیایی به برداشتی صحیح و واقعبینانه از مکانها، موقعیتهای مکانی، کشورها و نواحی منجر میشود و فراگیرندگان تفاوتها و تشابهات مکانهای مختلف را درک میکنند و به اولین گام از کسب «سواد جغرافیایی» دست یابند که درک صحیح از ارتباط بین عناصر و پدیدههای جغرافیایی و تنوع محیطی و آگاهی از شیوههای زندگی انسان در محیطهای جغرافیایی است.
- یادگیری جغرافیا با فراهم کردن درک روابط انسان و محیط و تأثیرات متقابل این دو بر یکدیگر، نوع بهرهبرداری انسان را از زمین مورد توجه قرار میدهد و راههای حفظ و نگهداری منابع و بهرهبرداری صحیح از آنها را معرفی میکند.
- موضوعات و مشکلات عمدهای که دنیای امروز ما با آن مواجه است، همگی دارای بعد قومی-جغرافیایی هستند؛ برای مثال حرکت جمعیتها، غذا و گرسنگی، بیسوادی، فقر، بیکاری، پناهندگی، مهاجرت، انقراض نسل گیاهان و جانواران، فرسایش خاک، بیابانزایی، مخاطرات محیطی، ضایعات هستهای و سمی، تغییرات آب و هوا، حفرههای ارزن، محدودیت منابع، نزاعهای قومی، نابرابریهای اقتصادی و اجتماعی، گسترش بیماریها، ناحیهگرایی، ملیتگرایی و… کشمکشهایی که پیوسته بهوسیلهی این مسائل و مشکلات ایجاد میشود، مربیان و برنامهریزان درسی و محققان را ترغیب میکند که ریشههای جغرافیایی این مشکلات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را شناسایی و برای آموزشهای خود عاقلانه و مناسب برنامهریزی کنند و به حل مسائل و مشکلات محیطی اهتمام بورزند و در جستوجوی راهحل مسائل برآیند.
- با یادگیری جغرافیا میتوان فراگیرندگان را ترغیب کرد تا نسبت به مسائل محیط زندگی خود در مقیاسهای مختلف بیتفاوت نباشند و به جستوجوی راهحل برای مشکلات و بهرهبرداری عاقلانه از محیط و منابع نسلهای آینده، احساس مسئولیت داشته باشند و در نگرشها و شیوههای زندگی و الگوهای مصرف خود برای کاهش فشار بر محیط طبیعی و حفظ آن تغییراتی به وجود آورند.
- هویت امری چند بعدی است که یکی از ابعاد آن جغرافیایی است. از طریق آموزش جغرافیا و شناخت و درک مکان زندگی، احساس تعلق و مسئولیت نسبت به آن مکان فراهم میآید. دانشآموزان با شناخت منابع، ویژگیها و قابلیتهای کشوری که درآن زندگی میکنند، به وطن خود علاقهمند میشوند و حس میهندوستی در آنها تقویت میشود.
- در مطالعات جغرافیایی، فراگیرندگان نیازمند جمعآوری اطلاعات، تفسیر و ارزیابی دادهها، تصمیمگیری و حل مسئله هستند. شناخت و کاربرد منابع اطلاعاتی مانند کرهی جغرافیایی، عکسها، فیلمها، فرهنگنامهها، رایانه وهوش مصنوعی. مهارتهای مربوط به کاربرد نقشه، جهتیابی، استفاده از نقشههای راهنمای خیابانها، جادهها و مناطق توریستی، خواندن نمودارهای آب و هوایی، برقراری ارتباط با انواع مؤسسات و سازمانهای اجتماعی و محیطی داخلی و بینالمللی موجب ارتقای صلاحیتهای فردی و اجتماعی افراد میشود. نتیجهی آن آموزشهای جدید جغرافیایی به دنبال کسب «سواد جغرافیایی» دانشآموزان است که سبب میشود آنان به فهمی از جغرافیا دست یابند که در زندگیشان مؤثر و سودمند باشد.
آموزش مهارتهای جغرافیایی
با توجه به گستره و ماهیت دانش جغرافیا میتوان گفت که مهارتهای جغرافیایی، طیف وسیع و گستردهای از مهارتها را بنا به ماهیت موضوعات و بهرهگیری از شاخههای گوناگون جغرافیا تشکیل میدهند که پرداختن به آنها در این مقاله میسر نیست. در این بخش، عمدهترین مهارتهای جغرافیایی شامل مهارتهای مربوط به نقشه و نمودار که جزء مهارتهای پایهای بوده و از آموزشهای دورهی دبستان آغاز شده است و تا سالهای پایان دبیرستان ادامه مییابد، مرور میشود:
- نقشه و نقشهخوانی: مفهوم نقشه، مقیاس، مقیاس عددی، مقیاس ترسیمی، علائم نقشه، انواع نقشهها، نحوهی استفاده از نقشههای گنگ، مختصات جغرافیایی (طول و عرض جغرافیایی) نقشه، ترسیم نقشه، رسم کروکیها، جهتیابی و…
- نمودارها: نمودار ستونی، نمودار خطی، نمودارتصویری و نمودارهای ترکیبی.
آموزش جغرافیای محلی
نخستین گام برای آشنایی با جغرافیای محلی، تهیهی نقشه است. فرآیند کاوشگری جغرافیایی در محل زندگی با کلمهی «کجا» آغاز میشود و بنابراین ما با موقعیت مکانی سرو کار داریم. دانشآموزان باید بدانند که در یک شهر یا روستا، درمرکز شهر یا حومه، در یک ناحیهی ساحلی یا مرتفع، در یک روستای جنگلی یا کوهپایهای و… زندگی میکنند. آموزگاران میبایست دانشآموزان را تشویق کنند که مکانهای نزدیک و عوارض طبیعی محل زندگیشان را روی نقشه با ذکر جهت جغرافیایی مشخص کنند. مراحل دیگر کاوشگری دربارهی محل زندگی شامل کاوش دربارهی سیستمهای محیطی ویژگیهای اجتماعی-فرهنگی، سیستم حمل و نقل، سیستم افتصادی، امکانات و مسائل و مشکلات منطقه و نظایر آن است.
شایسته است که معلم با راهاندازی یک تور یا بازدید علمی با اتوبوس، معین کردن مسیرها از روی نقشه، معین کردن کاربریهای زمین روی نقشه و تهیهی فرم ثبت مشاهدات دانشآموزان، انگیزههای لازم را برای بررسی و مطالعهی محل زندگی دانشآموزان ایجاد کند و دراین فرآیند مشارکت کند. جمعآوری عکس، اسلاید و تولید فیلم از محل زندگی، هم توسط معلم و هم دانشآموزان، ترتیب دادن نمایشگاهی از این تصاویر و فیلمها و نگهداری آنها در بایگانی مدرسه، از دیگر مراحل مفید، جالب و بهیادماندنی بررسیهای جغرافیایی محلی است.
و درنهایت آنچه در این بخش لازم است به یاد داشته باشیم، محورها یا موارد عمده دربارهی جغرافیای محلی است:
- نوع ناهمواریها و آب و هوای محلی
- منابع محل زندگی شامل آب، خاک، پوشش گیاهی و جانوری
- نوع غذا، مسکن، اشتغال و تاثیر شرایط محیطی بر روی این موارد
- تعداد جمعیت، گروههای قومی و نژادی، ترکیب سنی
- ویژگیها و نهادهای فرهنگی، جشنها و رسوم، مراکز اوقات فراغت، صنایع دستی، فرهنگسراها
- شبکهی راهها و حمل و نقل منطقه، انواع وسایل نقلیهی عمومی و خصوصی، هزینهی استفاده از هرکدام از این وسایل و…
- مراکز اقتصادی تولیدی، خدماتی و تجاری که در یک منطقه وجود دارد؛ مانند کارخانهها و کارگاهها، مغازهها، بانکها، رستورانها و…
- جغرافیای تاریخی محله؛ علمی که تغییرات جغرافیایی پدیدههای مکانی را در بستر زمان در سطح سیارهی زمین بررسی میکند.

اهمیت و ضرورت آموزش مدنی
محور اصلی درس تعلیمات مدنی یا آموزش شهروندی، مطالعه و آشنایی با حقوق و وظایف شهروندی است. رابطه میان افراد با جامعه و افراد با دولت و همچنین آمادهسازی افراد برای نیل به شهروندانی مطلوب، مهمترین محور ضروری این آموزش را تشکیل میدهند. بنابرهمین ضرورت مهم، در این رشتهی آموزشی بر ابعاد زیر تأکید میگردد:
- بعد سیاسی: مباحثی چون مشارکت سیاسی، انتخابات، تصمیمگیریهای سیاسی، ساختار دولت، حقوق و وظایف سیاسی افراد، برپایی احزاب، ارکان حکومت و مردمسالاری و…
- بعد حقوق اجتماعی و اقتصادی: مباحثی چون رابطهی فرد و اجتماع، حقوق کار و نیروی کار، حقوق مصرفکنندگان، حق امنیت اجتماعی و برخوداری از حداقل معیشت، حق برخورداری از محیط زیست سالم و…
- بعد فرهنگی: مباحثی چون تعامل و روابط فرهنگی میان جوامع گوناگون، میراث فرهنگی و حفظ آن و تنوع فرهنگی و…
گروهی دیگر در جمعبندی از مباحث و محتوای آموزشهای شهروندی و مدنی، محورهای زیر را ضروری دانستند و معرفی کردند:
- آموزش نقشها در زندگی خانوادگی، گروههای مختلف و جامعه
- آموزش مهارتهای خودراهبری در جامعه
- آموزش مهارتهای ارتباطات مؤثر با دیگران و حل منازعات
- آموزش مشارکت در تعلیم و تربیت (کلاس و مدرسه) و یادگیری مشارکتی
- آموزش مهارت تصمیمگیری و آیندهنگری
- آموزش اخلاق و ارزش
- آموزش ساختار حکومت و کارکرد آن، قانون اساسی، قانونگذاری، قوهی مجریه و قضاییه، پرچم و سرود، انتخابات
- آموزش سواد سیاسی (فلسفهی حکومت و انواع حکومت)
- آموزش حقوق بشر
- آموزش تجزیه و تحلیل انتقادی رویدادهای جاری
- آموزش قوانین و مقررات در سطوح مختلف
- آموزشهای جهانی
- آموزشهای اقتصادی-مالی
گویاست که آموزش و یادگیری مفاهیم، مهارتها و نگرشهای این شاخه، ضرورتی اجتنابناپذیر است؛ زیرا هم نیاز فرد و هم نیاز جامعه است و آموزش و پرورش نمیتواند نسبت به آن بیتفاوت بماند.
آموزش سنتی و جدید مدنی
آموزشهای سنتی درس تعلیمات مدنی مانند بیشتر دروس علوم انسانی، بر حفظ کردن تعدادی از مفاهیم و انتقال یکسوی پارهای از اطلاعات متنی بوده است. متأسفانه، امروزه نیز هنوز در بیشتر کشورهای جهان، آموزشهای مدنی در مقایسه با سایر دروس در سطح و اولویت پایینترین قرار دارد و بیشتر با برجستهسازی وظایف افراد در برابر دولتها یا روبهروکردن دانشآموزان با فهرستی از مفاهیم و واقعیتهایی سروکار دارد که باید بهخاطر سپرده شوند.
در برابر این انباشت اطلاعات و دانش محدود و معین، رویکردهای جدید و فعال بر درگیر ساختن دانشآموزان با موضوعات مهم و جاری با مسائل و مشکلات اجتماعی تاکید دارند تا افراد برای شکل بخشیدن یا اصلاح و بازسازی جامعه آمادگی لازم را کسب کنند. امروزه، رویکردهای مختلفی در آموزش این درس وجود دارد که از جمله میتوان به رویکردهای زیر اشاره کرد:
- رویکرد اکتشافی – کاوشی که بر تحقیق و حل مسئله تأکید دارند.
- رویکر انتقادی – واکنشی که بر دیدگاههای متخصصان بزرگ آموزش و پرورش مانند پائولوفریر مبتنی است.
- رویکردهای مبتنی بر تفاهم فرهنگی بین گروههای مختلف و تفاهم بینالمللی.
- رویکردهای مبتنی بر بحث گروهی و کار گروهی.
و همچنین میتوان از روشهای فعال یادگیری استفاده کرد:
- فراهم آوردن فضای بحث و گفت و گو
- یادگیری مشارکتی
- یادگیری از طریق همیاری
- بازدید علمی از سازمانها و مؤسسات اجتماعی
- کاوشگری اجتماعی و تحقیق میدانی
- بررسی و گردآوری اطلاعات از منابع مختلف
- بهرهگیری از فناوریهایی مانند رایانه و هوش مصنوعی
- استفاده از تصاویر و پوسترها و فیلم و اسلایدهای آموزشی
- ایجاد پیوند و رابطهی نزدیک میان فضای آموزشی با فضای واقعی زندگی اجتماعی
ساخت یک جامعهی مطلوب با شهروندانی مطلوب، نیازمند سیستمی آموزشی قوی و به روز است که برای نوجوانان جذاب و پویا باشد. نقش درس مطالعات اجتماعی در این امر پررنگ و ضروری است و میبایست آموزگاران و اولیا و مربیان با استفاده از روشهای نوین، دانشآموزان خود را به مفاهیم این درس علاقهمند کنند تا رسالت مهم خود را دربرابر جامعهی خویش و تربیت آیندگان با موفقیت به انجام برسانند. بدیهی است که یک جامعهی مطلوب با شهروندان مطلوب، میزان سطح سلامت روان افراد جامعه را ارتقا میدهد و از نظر روانشناسی سلامت نیز، موارد ذکر شده در این مقاله اهمیت بسیاری دارد.
نویسنده: نرگس شعبانی لالانی (نرگس لالانی)
آموزگار پیشین آموزش و پرورش
نویسنده و ویراستار، روانشناس، روان درمانگر خودشناسی و توسعه فردی
مشاور پیش از ازدواج و غنی سازی روابط زوجین (زوج درمانی)
ایمیل نویسنده برای رزرو وقت مشاوره:
ms.lalani.writer@gmail.com
هماهنگی در واتساپ، تلگرام، بله و ایتا: 09129426606
